نرده را زیبا کن
طراح قالب
نرده را زیبا کن
صفحات سایت
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دلهای تنها بیشتردرد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیمقالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتربَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگارزخم غربت بر دلم آورد این جا بیشترهر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولیبعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتررفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشتمن که دلتنگ توام امروز، فردا بیشترزندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختربغض جانکاه است هنگام تماشا بیشترهیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندیدهر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتربر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقمخون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشترحامد عسکری
نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۲۰ توسط سياوش سالاریان
| لينك ثابت |
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
تولدت مبارک
نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ توسط سياوش سالاریان
| لينك ثابت |
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت ...
باران عشق 9 ساله شد!

نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
آدمك آخر دنياست ، بخند آدمك مرگ همينجاست ، بخندآن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست ، بخنددست خطي كه تو را عاشق كرد
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
نــم باران نشسته روی شعـــرم ، دفترم یعنینمی بینم تورا ، ابری ست در چشم ترم یعنیسرم داغ است ، یک کوره تب ام ، انگار خورشیدمفقط یک ریــز می گـــــردد جهــــان دور سرم یعنـــیتو را از من جدا کردند و پ
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی

بهار پشت زمستان
بهار پشت بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار...
سایت باران عشق هشت ساله شد ...

برچسب:
نویسنده: مریم مرادی

روزگارم را سیه کردند و حالم را خراب
وای از این نا مردمی ها! وای از این رنگ و نقاب!
ساقیا درمان دردم را تو می دانی بیا ...
پرواز همای

برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
شرمسارِ تو ام ای عشق اگر وا دادمهستی ام شاخه گلی بود به لیلا دادمگلِ پرپر شده! دلگیر نباش از لیلا«من» تو را چیدم و در تاجِ سرش جا دادمیک نفر مثل همه مردم این شهر که منبت از او ساختم و صورت زیبا دادم
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
بهار, آمد پريشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز آمد آب رفته، ماهي مرده بود اما
زمستان رفت ، برفش آب شد ، خورشيد بازآمد
كبوتر بچه ها را سوز سرما برده بود اما
بشويد خاک قاب پنجره باران پاييزی
به پشت ش
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
تو در تمامی شبنامه های من به خدا حضور داری
تو در پهنای یاد من موج میزنی
و دست عاشفت همواره روی شانه من احساس می شود
تو را هر لحظه نیاز دارم
به تو دمادم محتاجم
و دست عشقت را هر لحظه جام بدست فرا می خوانم،
تا جام عشق ب
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی
برچسب:
نویسنده: مریم مرادی